تبليغاتX
بنام ان کسی که اگر حکم کند ماهمه محکومیم
خنده تلخ

از راه دور تو را می پرستم  ای قبله امید من

از راه دور به تو عشق می ورزم ...

تا دیگر این فاصله ها رو احساس نکنی

از راه دور درد دل های خودم را به تو می گویم و تو را در آغوش محبت های خودم می فشارم

اری از همین راه دور می توان درست در دستانم بگذاری ... و با هم قدم بزنیم

به خواب عاشقی می روم تا این رویا برایم زنده شود .

خاطره هایمان راه همیشه در ذهنم مرور می کنم و هیچ گاه نمی گذارم خاطره های لحظه دیدارمان از ذهنم دور شود ... این این فاطله ها را با محبت و عشق از بین میبرم و کاری می کنم همیشه احساس کنی در کنار منی

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 16:5  توسط ایرج | 

خدایا...

دهانم را بو کن

ببین بوی سیب نمی دهد !

من هیچوقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند !

میدانی یک ادم بدون حوایش چقدر تنها می شود !

می دانی محکوم بودن چقدر سخت است .

وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نوییده باشی؟!

میدانی حوای بعضی از ادم هایت می گذارند و می روند ؟!

میدانی که می روند و جلوی چشم حوای دیگری می شوند ؟!

نمیدانی !!!

تو که حوا نداشته ای هیچ وقت !

ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را این ادم ببر پیش خودت

خسته ام از زندگی .... دهانم را بو کن!ببین بوی سیب نمی دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 22:48  توسط ایرج | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:43  توسط ایرج | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ناز معشوق از نیاز عاشق از نیاز عاشقان بالا گرفت / ور نه پاداش محبت بی وفایی ها نبود
......................................................................................................................
قلاب علامت کدامین سوال است که ماهی ها بدان پاسخ می دهند ! ازمون زندگی ما پر از قلاب هایی است که وقتی اسیر طم
طعمه اش می شویم تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند

نوشته های پیشین
دی 1390
آرشیو موضوعی
تنهای خوشبخت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM